محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( مترجم : اسماعيل ناظم )

376

قانونچه في الطب ( فارسى )

بطلان حس و حركت و مرض كاهنى بنا بر اخبار مريض حوادث غيبى يا به سبب علاج او به كهيانه كه قسمى از عود صليب است و ابراقلسا مشتق از ابر قلسن به معنى جبار عنيد نيز نامند . اكسير اعظم ، ج 1 ، ص 244 . ضعف باه اسباب اين چهار است يكى قلت منى يا قلت حدت آن و سبب قلت منى يا ضعف بدن و قلت غذا يا خشكى يا سردى يا گرمى يا ترى آلات منى باشد و يا اجتماع برودت با رطوبت و اين اكثر بود و يا برودت با يبوست و يا حرارت يا يبوست و اجتماع حرارت با رطوبت سبب قلت منى نمىشود و سبب قلت حدت منى و سكون آن بيشتر تناول مخدرات مثل افيون و بنگ و كوكنار بود دوم ضعف اعضاى رئيسه و شريفه چون دل و دماغ و جگر و معده و گرده و سوء مزاج آنها سوم استرخاى آلت به سبب ضعف و لاغرى بدن يا ترك جماع تا زمانى دراز يا قلت تولد ريح در اسفل بدن به سبب سردى مفرط يا گرمى مفرط يا يبوست و يا سستى اعصاب ذكر و سردى آن از نوع فالج به سبب ريختن فضله بلغمى در اعصاب مذكوره يا به سبب ايستادن در آب سرد زمانى طويل يا نشستن بر برف و يخ و مانند آن و يا فعل جلق كه مضعف اعصاب است چهارم امور وهميه مثل تخيل عدم قدرت خود بر مفعوله پيش از قربت و به توهم خجالت سقوط شهوت و يا توهم بستن كسى آن را به سحر و امثال آن . اكسير اعظم ، ج 3 ، ص 530 . ضعف بصر و اين عبارت است از خللى كه در فعل بصارت واقع شود مثلا هر شىء كما ينبغى ديده نشود يا از مسافتى كه بصر سالم مىبيند نتواند ديد يا در رؤيت اشيا خطا كند چنانچه چيزى بزرگ را خرد بيند و سياه را سفيد و دراز را كوتاه و راست را كج يا هريك به عكس آن . اكسير اعظم ، ج 1 ، ص 427 . ضعف معده به قول شيخ الرئيس ضعف معده اسم حال معده است چون هضم جيد ننمايد و يا طعام كرب شديد آرد به غير سببى در طعام از اسباب مذكوره در باب فساد هضم و بسيار باشد كه همراه او خلل در شهوت طعام و قلت آن بود و ليكن اين دائمى نيست بلكه گاهى شهوت بسيار باشد چنانچه اگر سبب آن فضول ترش بود و هضم اندك و اين اشتها دلالت بر قوت معده نمىكند و اگر سبب ضعف معده زياده گردد و به حد افراط نرسد در آنجا قراقر و جشاى متغير الطعم و رائحه و غثيان باشد خصوصا بر طعام و انسان را حالتى به هم رسد كه چون طعام تناول نمايد خيال كند كه اگر حركت نمايد طعام به قى برآيد و لذع و وجع در كتفين تنها يا مع صداع يا صداع تنها حادث گردد و اگر سببش خيلى زياده گردد جشا نباشد و خروج براز گاه سهل نبود و گاه به سرعت برآيد و صاحب او ساقط النبض باشد و سريع به سوى غشى به طلب طعام و چون طعام قريب آرند از آن نفرت